آبرويت نريخته ماند تا خواهش آن را بچکاند ، پس بنگر که آن را نزد که مى‏ريزى . [نهج البلاغه]

مخزن اسرار - جان و ريحان

Powerd by: Parsiblog ® team. ©2006
   1   2      >
+ شعري از شهيد رجايي(سه‏شنبه 27 فروردين 1387 ساعت 5:21 عصر )

بعد از اين وقفه طولاني،قصد دارم چند پست رو به اشعاري از شهداي عزيز اختصاص بدم...اين بار شعري ازشهيد رجايي انتخاب کردم...يادشون گرامي...



 



بشير روز



تا بشير تابناک روز



 دامن گستراند



   از فراز کوهساري دور



 



در دامان صحرا



  بوسه رگبار دشمن



   دور از چشم عزيزان



     مي نوازد پيکر خونين ما را...



 



همسر من!



زندگي هرچند شيرين است



   اما



با تمام آرزوها



دوست مي دارم



  به دشت سرخ خون گلگون برويم...



    يا که بر امواج هستي



         قطره اي شفاف باشم



        تا که از دريا بگويم...



همسر من!



لاله اي خونين



   به روي سينه بنشان



چون شب انديشان



  هراسانند



       از گلواژه خون...



 



همسر من!



    سرفرازا



       چهره بگشا



           خوشه هاي اشک را     



                 از ديده برچين..



تا مبادا ياغيان شب بپندارند



       تو



          از شوي در بندت به زندان



                 ننگ داري



همسر من!



بعد من با کودکانت مهربانتر باش!



                                 عين نور چشمهايت...



تا که ننشيند غبار غم



     به روي چهره معصومشان هرگز!



همسر من!



کودکانت



    روزگاري گر نشاني از پدر جويند



    يا که از نام پدر گويند



            گو که شد در راه ايمان



                  کشته با لبهاي خندان....



   



» ريحان
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ نه!ماه رمضون جونم!کجا مي ري؟!!!!(سه‏شنبه 27 فروردين 1387 ساعت 5:20 عصر )

مي دوني داشتم به چي فکر ميکردم؟؟؟؟به اينکه شب قدر گذ شت!آره عزيز!



ميگي مي دونستم خودم؟؟؟مي دونم مي دوني!آخه.



آخه اين چند روز که گذشته داشتم فکر ميکردم کهخودمو مي گما!به چند تا از قولايي که به خدا دادم شب قدر عمل کردم؟



حالا عمل پيشکش!چند تاش يادم موند اصلا؟!!!



نکنه عادت کردم به درخواست از خدا،درخواست خوبه!؛اما پس من چه وظيفه اي دارم؟؟!



چيزي به آخرش نمونده دوست جون!



بجنبيم تا صدا از آسمون بلند نشده که :بسسسسسسسسسسسسسه!ماه رمضون تمومه!تو اگه بيل زن بودي تا حالا زده بودي بنده جان!



انگار ديروز بود که ذوق کردم که اي ول!ريحان اين ماه مبارکو از دست ندياااااا!!!!سر جدددددت آدم باش يه بار تو عمرت!



انگار ديروز بود که اولين ربنا رو شنيدمو چشامو بستمو گفتم جااااانم!



اگر چه مامانا از سحري گرم کردن خسته شدن!



اما خدايا نميشه سفره رو جمع نکنن؟آخه از جلو مهمون که ور نمي دارن!واي ميستن مهمون خودش بره!البته من از اون مهمون پررررروووهام که بايد بيرونم کني!و الا من کجا برم بهتر از سر سفره تو!...



حالا واقعا ميخواي بيرونم کني؟؟L



باشه!اما من نمي رم هيجا!



ميشينم پشت اين در!



تا سال ديگه باز بازش کني!اگه عمري داديو راهم دادي!



به مهمونت نميگي خير پيش بنده من؟نميگي به سلامت؟نميگي خوش اومدي؟؟



آره راست ميگي!اين حرفا همون عيده ديگه!



اين عيد فطر يعني همين!يعني خوش اومدي!به سلامت!



واسه اين بنده پررووو،اين خوش اومدي،که اسمشو گذاشتي عيد که کمتر غصه بخورم،خيلي سنگينه!خيلي سخته!کمکم کن از اين مهموني با آّبرو مندي برم بيرون!



کمکم کن خداي مهربونم....



» ريحان
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ حتما خدا نخواسته؟؟؟(سه‏شنبه 27 فروردين 1387 ساعت 5:20 عصر )

مي گم رفيق!تا حالا به اين فکر کردي که با اشتباهاتي که شايد لزوما گناه هم نباشن،چند تا فرصت خوب رو از دست داديم و گفتيم خدا نخواسته!قسمت نبوده...چه مي دونم از همين دلخوشياي خداپسندانه!!!



مي گن تو يه شهري سيل مياد.همه پا ميذارن به فرار،يه عالمي ميگه من نميام!خدا منو نجات ميده!



مردم يه لنج دست وپا مي کنن و مي گن بابا بيا بريم!غرق مي شيا!



عالم ما مي گه نچ!نميشم!خدا منو نجات مي ده!



خلاصه آب بالا مي گيره و اين عالم هي به قسمتاي بالا تر و تپه هاي مرتفع تر ميره!يه عده از مردم که هنوز نرفته بودن،با کشتي مي رن سراغش و مي گن بيا يريم!لج نکن! مي ميريا!ايشون اما مرغش يه پا داشته که نه نميام!



آخر سر که همه جا رو آب مي گيره و عالم قصه ما مي ره نوک کوه،يه عده از بالا سرش رد ميشن و ميگن فقط ما مونديما!با ما مياي؟



ميگه نه!خدا منو نجات ميده!



و...غرق ميشه!



خدا انواع واقسام وسايل رو براي اين عالم و همه ما فرستاده و مي فرسته،اما چند تابرگ برنده رو، منو تو سوزونديم رفيق؟



آره!گاهي مصلحت خدا،رحمت خدا،باعث مي شه بعضي اتفاقا نيوفته يا بيوفته!اما دعا کنيم خدا اين قدرت تشخيص رو بهمون بده تا فرقشو با فرصت سوزوني هامون بفهميم!آمين!



» ريحان
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ اي جوون مومن بدون که...(سه‏شنبه 27 فروردين 1387 ساعت 5:19 عصر )

رواست که به گناهکاران به ديده  ترحم بنگرند و شکر اين نعمت گزارند که شکر گزاري آنان را از عيب جويي ديگران باز دارد،چرا و چگونه آن عيب جو،عيب برادر خويش گويد؟!



و او را به بلايي که گرفتار است سرزنش مي کند؟



آيا به خاطر ندارد خدا چگونه او را بخشيد و گناهان او را پرده پوشي کرد؟



چگونه ديگري را به گناهي سرزنش مي کند که خود قبلا به آن مبتلا بوده؟



يا گناه ديگري مرتکب شده که از آن بزرگ تر است!!!



به خدا سوگند!گرچه خدارا به گناهان بزرگ عصيان نکرده و تنها گناهان کوچکي مرتکب شده باشد،اما جرأت او بر عيل جويي او از مردم گناه بزرگتري است!



اي بنده خدا در عيب جويي مردم شتاب مکن،شايد خدايش بخشيده باشد،و بر گناهان کوچک خود ايمن نباش،شايد براي آنها کيفر داده شوي!پس هر کدام از شما اگر بر عيب کسي آگاه است،به خاطر آنچه تنها خود از خود مي داند،بايد از عيب جويي او بپرهيزد.



به شکر از نداشتن آن عيب مشغول شويد و ديگران را ميازاريد..



از فرمايشات امير مومنان...



» ريحان
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ آخرين وصاياي امير مومنان(سه‏شنبه 27 فروردين 1387 ساعت 5:19 عصر )

شما را به ترس از خدا سفارش مي کنم،به دنيا پرستي روي نيا وريد،گرچه به سراغ شما آيد،و بر آنچه از دنيا از دست مي دهيد اندو هناک نبا شيد،حق را بگوييد و براي پاداش الهي عمل کنيدو دشمن ستمگر و ياور ستمديده باشيد.



شما را و تمام فرزندان و خاندانم را و کساني که اين وصيت به آنها ميرسد را،به ترس از خدا،نظم در امور زندگي و ايجاد صلح و آشتي در ميانتان سفارش مي کنم.زيرا من از جد شما شنيده ام که فرمود:



اصلاح بين مردم از يکسال روزه و نماز برتر است.



خدا را! خدارا!در باره يتيمان،نکند آنها را گاه سير و گاه گرسنه بداريد و حقوقشان ضايع گردد!



خدا را!خدا را!در باره همسايگان.حقوقسان را رعايت کنيد که وصيت پيامبر شماست.همواره به خوشرفتاري با همسايه سفارش مي فرمود تا آنجا که گمان برديم براي آنها ارث معين خواهد کرد.



خدا را!خدا را!در باره قرآن.مبادا ديگران در عمل به دستورات آن از شما پيشي گيرند.



خدا را!خدا را! در باره نماز.چرا که ستون دين شماست.



خدا را!خدا را! در باره خانه خدا.که اگر کعبه کلوت شود مهلت داده نمي شويد.



خدا را!خدا را!در باره جهاد.با اموال و جان ها و زبان هاي خويش.(شامل وبلاگ نويسان گرامي هم مي شه انشا الله!)



بر شما باد پيوستن به يکديگر.مبادا از هم روي گردانيد،وپيوند و دوستي با خدا را از بين ببريد.امر به معروف و نهي از منکر را فراموش نکنيد،که بديهاي شما بر شما مسلط شود و آنگاه هر چه بخوانيد خدا را جوابتان ندهد!



» ريحان
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ نامه جمعي از ايثار گران به حداد....عيدي يا تضييع حقوق؟؟؟؟؟!!!!!(سه‏شنبه 27 فروردين 1387 ساعت 5:18 عصر )

نامه جمعي از ايثار گران به حداد:



تصويب لايحه خدمت رساني به ايثارگران توسط مجلس شوراي اسلامي تاکنون موجب برانگيخته شدن نارضايتي و اعتراضات بسياز زياد  خانواده هاي شاهد و ايثارگر شده است مجلس شوراي اسلامي اين لايحه در مورخه 5/6/85  با وجودي که تعداد کثيري از ايثارگران جلوي مجلس تجمع اعتراضي بر پا کرده بودند بدون در نظر گرفتن و توجه به قشر ايثارگر و با همه نواقص آن – همانگونه که رئيس مجلس پس تصويب لايحه نيز به آن اشاره کردند- تصويب کرد.




نامه زير بخشي از واکنشهاي اعتراضي اين عزيزان است که طي نامه اي خطاب به آقاي حداد رئيس مجلس شوراي اسلامي نگاشته شده است.




 




جناب آقاي حداد




به اميد سبک کردن بارگناه اين برائت نامه و توبه نامه را نوشتيم.




آنروز که به بهانه ها و ملاحظاتي در راي اعتماد به شما در مجلس ششم اشکالاتي تراشيده شد که اگر تمهيدات و ملاحظات دوستان نبود اين دغدغه رفع نمي شد.




امثال ما چون خود شما از رفع نگراني و حصول نتيجه بسيار خرسند شديم و وقتي شما را در راس قوه مقننه ديديم با توجه به آرزوهاي متاثر از کشمکشهاي جريانات روز بسيار مشعوف شديم که روي چه کساني کم شد ! اما گويا اين هم از لطف خدا باشد که نتيجه بلهوسي و تمايلات نفساني ما را فورا براي تنبيه همه ما بنماياند که عسي ان تکرهو شيئا و هو خيرا لکم.




آقاي حداد بنظر ما اگر شما در راس اين مجلس نبوديد وضع مجلس اينطور نميشد که به ننگ تضييع حق ايثارگران افتخار و مباهات کند و آنرا عيدي بنامد!  و بي اعتنايي و اهانت به نمادهاي عيني انقلاب اسلامي را شجاعت تلقي کنند و بر اين گناه نابخشودني پايفشارند و به راه توبه و بازگشت از گناه لجوجانه بي اعتنا شوند، معصوم(ع) مي فرمايد : هرجا ستمي ديديد لعنت کنيد سقيفه را چون هر ستمي ريشه در سقيفه دارد.




آقاي حداد پس از آن کار خبطي که در تاريخ 5/6/85 در کارنامه مجلس ثبت نموديد چرا لجوجانه اصرار و انتظار داريد ديگران را نيز آلوده و صورت مسئله را حذف کنيد و همه چيز را خراب کنيد، مطمئن باشيد نظام منبعث از خون شهدا و مجاهدت ايثارگران مکتب حق اهل بيت (ع) با کسي زد و بند ندارد.




ما آنروزي که شما را آبروي خود مي خوانديم و هر کاري براي حفظ اين آبرو مي کرديم انتظار چنين کاري را از شما نداشتيم اما باز هم خدا را شاکريم که با اين زجر و اجحاف و ستمي که در ظل عنايت شما در قالب تصويب لايحه به ايثارگران شد ما کفاره اين اعتماد بي جا را داديم و براي انگي که شما به انقلاب اسلامي در مجلس زديد در اين ماه مبارک و شبهاي قدر درب ندامت و توبه را براي همه بازگذارده اند- از رحمت خدا بي نصيب نمانيد.




انشاءالله خداوند همه ما را ببخشد و يهدينا الي صراط مستقيم




 




جمعي از خانواده هاي شاهد و ايثارگران


» ريحان
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ هشدار هاي امير المومنين به من و تو!(سه‏شنبه 27 فروردين 1387 ساعت 5:17 عصر )
 

هشدار اول:از خونريزي بپرهيز،و از خون نا حق پروا کن.که هيچ



 



 چيزبه اندازه خون نا حق کيفر الهي را نزديک نمي کند ؛ و نابودي نعمت



 



را سرعت نميبخشد..



 



از ريحتن خون حرام پايه هاي حکومت خود را تقويت مکن...



 



هشدار دوم:مبادا هرگز دچار خود پسندي گردي،و به خوبي هاي خود



 



اطمينان کني و ستايش را دوست داشته باشي...که اينها همه از بهترين



 



فرصتهاي



 



شيطان براي هجوم آوردن به توست...تا کردار نيک نيکو کاران را تباه سازد...



 



هشدار سوم:مبادا هرگز با  خدمتي که انجام ميدهي بر مردم منت



 



بگذاري،يا آنچه را انجام داده اي بزرگ شماري...يا مردم را وعده داده ، سپس



 



خلف وعده نمايي...



 



منت نهادن ، پاداش نيکو کاري را از بين مي بردو کاري را بزرگ شمردن ، نور



 



حق را خاموش مي کند...



 



و خلاف وعده عمل کردن، خشم خدا و بنده را در پي دارد...



 



                گوشمون سوراخه؟همينا رو آويزه کنيم....تا بعد....التماس دعا



» ريحان
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ نشانه هاي پرهيزگاران(سه‏شنبه 27 فروردين 1387 ساعت 5:17 عصر )

نشانه هاي پرهيزگاران:



 



و از نشانه هاي پرهيزگاران اين است که،در دينداري نيرومند،نرم خو و دور انديش است،ايمانش پر ز



يقين،حريص در کسب دانش،با وجود داشتن علم بردبار،در توانگري ميانه رو،در عبادت فروتن،در



تهيدستي آراسته،در سختي ها بردبار،در جستجوي کسب حلال،در راه هدايت شادمان،و از طمع دوري



کننده است



 



روز را به شب مي رساند با سپاس،و شب را به روز با يا خدا.شب ميخوابد اما ترسان،و صبح بر مي خيزد اما



شادمان؛ترس از آنکه نکند غفلت ورزد و شادي از درک رحمت دوباره پروردگار



 



آرزويش نزديک و لغزشش اندک،قلبش فروتن،نفسش قانع،خوراکش کم،کارش آسان،دينش



محفوظ،شهوتش در حرام مرده،و خشمش فرو خورده است،مردم به خيرش اميدوار و از شرش در



امانند..بخشي از خطبه علي(ع) به همام



 

والله که اگر هر کدام سر سوزني چنين بوديم


» ريحان
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ نامه علي(ع) به شريح(سه‏شنبه 27 فروردين 1387 ساعت 5:16 عصر )
 اخلاق فرماندهي:                                                      

اي شريح...





هر صبح و شام از خدا بترس،از فريبکاري دنيا بر نفس



خويش بيمناک باش.



 



هيچ گاه از دنيا ايمن مباش!



 



بدان اگر براي چيزي که دوست ميداري،



 



يا آنچه که خوشايند تو نيست،



 



خود را باز نداري؛هوس ها تو را به زيان فراوان



 



خواهند کشيد



 



 نفس خود را باز دار و بر آن نگهباني کن؛و به هنگام خشم،بر نفس خويش شکننده و حاکم باش



 



التماس دعا



» ريحان
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ وبلاگ صلواتي!!!بدو تموم شدا!(سه‏شنبه 27 فروردين 1387 ساعت 5:15 عصر )

هي نشستم دم در...



 


هي اينورو نگاه کن..اوووونورو نيگا کن....



 


نخير!!!خبري از مهمون نيست!



 


آخرش ياد ايسگا صلواتي سر کوچمون افتادم...



 


نه اينکه مفتههههه!!!اينقده شولوغه که نگوووووو...



 


با خودم گفتم بيا اين شبا ثواب کن ريحان جان!وبلاگتو صلواتي کن!بلکه شولوغ شه سرت!



 


خلاصه...صلوات لطفآ!!!!!!



» ريحان
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ روزهْْ،معزل روز!!!!!!(سه‏شنبه 27 فروردين 1387 ساعت 5:13 عصر )

اين روزا،از صبح که از خونت در مياي،با انواع جالب،جديد و خوشبويي از خوراکيها مواجه ميشي که انگار قبلا تو اين شهر نديديشون!همه به شدددددددت مراقب سلامتيشونن!اگه تا ديروز از شدت دغدغه حتي وقت سر خاروندن نداشتن،(چه برسه به غذا)،الان ديگه متوجه ضرر و زيان سو تغذيه شدن و اقلا تا پايان ماه مبارک که ميتونن مراقب باشن که کار حرام:روزه گرفتن،وقتي طاقتش نيست!، رو مرتکب نشن!



جدا که بعضي ها چقدر به فکر اعضاي بدنشون هستن!نه خيال کنين خداي نکرده به خاطر خودشوناااااا!!!نههههههههه!فقط به خاطر اينکه اعضاي بدن امانتن و بايد حساب پس بدن اگه ظلم کنن!!!



ميدونم تو دوست روزه دار من،اين توجيهات رو از اطراف زياد شنيدي....روزه خواري در ملا عام خيلي هم شيک و مد شده و تنها توجيهي که شنيده ميشه و متاسفانه اپيدمي شده و منو توي روزه دار هم گوشمون با دلسوزي بهش عادت کرده اينه:نميتونيم!سخته!



و آيا اگر سخت نبود،امتحاني ميبود که پاداش برنده،خدا،باشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



» ريحان
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ علي...مکن اي صبح طلوع...(سه‏شنبه 27 فروردين 1387 ساعت 5:13 عصر )

به آسمان نگاه مي کند...نه!هنوز نيمه شب است...تا اذان مانده...اما ديگر تاب ندارد...آرام پاي در حياط ميگذارد...علي بي تاب...مرغان بي تاب...در بي تاب...محراب بي تاب...



موذن چه تلخ اذان مي گويي و چه شيرين....!



سجاده به انتظار بي تاب...



علي نيت ميکند...دو رکعت قرب ميگذارم بر اين غربتکده،باشد که آخرين زمزمه باشد پيش از آن رستگاري بزرگ...



علي تکبير ميگويد...خدايا تو بزرگتر از آني که مرا دو رکعت تمام منتظر بگذاري...



 علي حمد مي خواند...و جهان در سکوت تا آحرين بار اهدنا الصراط ال مستقيمش را آمين گويد...



علي قنوت مي کند...و دعا از قنوت علي پرواز مي آ موزد....



علي به رکوع مي رود...تحمل کن علي جان!لحظه اي بيش نمانده...



حسنين کجاييد؟؟؟؟؟!!!!!



نه علي جان...نه!



                           به سجده مرو!....



                                                     واي بر تو کوفه!



                                                                         واي بر تو.....



» ريحان
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ نجواي يکم(چهارشنبه 7 آذر 1386 ساعت 12:18 عصر )

خدايا!


مرا قلبي متواضع عطا فرما


که در سرما و گرما


در تحسين و نکوهش


در لذت و درد


در بيماري و تندرستي


در خوشبختي و فلاکت


مسرور باقي بماند....


در قلب کوچک من آتش عظيم عشقت را بيفروز...


مرا ياري کن تا همه چيز را به آغوش پر مهر تو بسپارم...


دوست نيلوفرينم سلام...



» ريحان
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ خوش آمدي(شنبه 28 مهر 1386 ساعت 8:18 عصر )

خوش آمدي عزيز...


به خانه‏ات خوش آمدي...


دلمان برايت تنگ شده بود...


خوب شد که برگشتي ...


 



» ريحان
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ برگرد(جمعه 17 فروردين 1386 ساعت 4:49 عصر )

چادرت خاکي شده، برگرد اينجا نيستم                         چند سالي مي‌شود تنهاي تنها!نيستم


خواهرم مي‌گفت:دختر خاله چشمانش به در                  من جنون دارم ولي در حد ليلا نيستم


مانده پاي بي‌قراري‌هاي تلخش سالها                          کاش بودم، خنده‌اي مي‌کرد، اما نيستم


گفته بودي چشمهايت... خوب خواهد شد عزيز               با همين شنها تيمم کن! مسيحا نيستم!


کوه هستم، رود هستم، دشت هستم، عشق هم          استخوان مي‌خواهي از اين خاک، دريا نيستم؟


پيرهن مي‌خواهي؟ اينجاخاک يوسف مي‌شود                 ها خودت را جاي من بگذار! زيبا نيستم؟!


چند سالي مي‌شود خاکستر من گم شده                    صبر کن مادر، ببين مانند زهرا نيستم


نه خيالت راحت، اينجا راحتم، پيش خدام!                      گر چه قدري غصه داري پيش بابا نيستم!


به برادرها بگو انشا چرا کم مي‌شود                            چند سالي مي‌شود موضوع انشا نيستم؟!


بس کن اين غمنامه‌ي شوريدگي را مادرم!                     من که حتي يک خط از اندوه مولا نيستم


شعر از امير مرزبان


           



» ريحان
»» نظرات ديگران ( نظر)

   1   2      >

ليست کل يادداشت هاي وبلاگ
[27/1/1387- 5:34 ع] سلامي چو بوي خوش آشنايي!
[27/1/1387- 5:31 ع] اگر معلمي...يک معلم باش!
[27/1/1387- 5:30 ع] آنجا... مرا هم دعا کن..
[27/1/1387- 5:30 ع] اين اتوبان هرگز....
[27/1/1387- 5:29 ع] اينجا مرا فاطمه صدا کن...فاطمه
[27/1/1387- 5:28 ع] تو نرفتي...من جا ماندم...
[27/1/1387- 5:28 ع] نفس عميق بکش ريحان
[27/1/1387- 5:27 ع] و من آنروز متولد شدم
[27/1/1387- 5:26 ع] ...........
[27/1/1387- 5:25 ع] ميلاد مبارک
[27/1/1387- 5:25 ع] امشب با تو حرفها دارم..
[27/1/1387- 5:24 ع] نه تو مي ماني،نه اندوه!
[آرشيو شده ها]


بازديدهاي امروز: 6  بازديد
بازديدهاي ديروز: 6  بازديد
مجموع بازديدها: 2412  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ وضعيت من در ياهو ]

[ پست الکترونيک ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]

» لوگوي دوستان من«

» آرشيو يادداشت ها«
» موسيقي وبلاگ«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ايميل: